ذوالریاستین به مامون میگوید:
«در این سرزمین هیچکس نمیتواند پنهان شود… هر آنکه بخواهی را به دیناری خفیه گاهش مییابی.»
آدمفروش کیست؟
لفظ آدمفروش به طور دقیق به چه افرادی اطلاق میشود و این حرکت در ذات خود چه معنایی دارد؟ آیا آدمفروشی یک حرفه است، شغل است؟ بار مالی به همراه خواهد داشت؟ یا نه گروهی تنها برای اجر و پاداش فرهنگی یا به دست آوردن رضایت پدرخواندههایی به عناوین مختلف دست به چنین حرکتی میزنند؟ در فرهنگ ما پدیدهی آدمفروشی مترادف دیگری نیز دارد که به آن در اصطلاح «زیرآب زنی» گفته میشود. ما برای عینی کردن عبارت آدمفروشی در بیشتر موارد کلمهی زیرآب زن را به کار میبریم. البته غلظت معنایی آدمفروش و زیرآب زن با یکدیگر متفاوت است. در واقع گاهی در فرهنگ ما برای تخریب اقوام مختلف، به یکدیگر نسبتهایی را میدهند که ممکن است، هرگز در آن خطهی خاص جنبهی عمومی نداشته باشد و تنها درگیریهای میان قومی موجب استفاده از چنین الفاظی شده است. اما به طور کلی این ویژگی یک اخلاق یا رویه است که در بعضی افراد در سطوح مختلف یک جامعه به چشم میخورد.
پدیدهی آدمفروشی در اولین گام به دو عنصر نیازمند است. عرضه و تقاضا. بدین معنا که تا تقاضایی نباشد، عرضهای نخواهد بود و برعکس. چه عواملی در یک محیط باعث خواهد شد که پدیدهی آدمفروشی انجام شود؟ شاید تعریف دقیق و جامعی از این مفاهیم ناممکن به نظر برسد اما میتوان به طور کلی آدمفروشی را یک جریان دانست که در آن موقعیت و وضعیت یک فرد از جانب فرد یا افراد دیگر مورد تزلزل قرار میگیرد. به این صورت که در این پدیدهی عرضه و تقاضا حداقل سه شخص وجود خارجی دارند، شخصی که گزارش میدهد، شخصی که گزارش میگیرد و نفر سومی که با این تبادل اطلاعات، وضعیتاش به صورت عمومی یا خصوصی گزارش میشود و در بسیاری از موارد به دلیل این معامله دچار تزلزل شود.
پدیدهی آدمفروشی، روندی پیچیده است که از هر مقطعی، در هر سنی و بنا به هر شرایطی انجام میشود. به طور مثال وقتی یک کودک یا نوجوان در مدرسه همکلاسیهای خود را میفروشد، حال این فروش ممکن است، جنبهی تقاضا داشته باشد، یعنی اولیا مدرسه از فردی که بیشتر از دیگران توانایی انجام این عمل را دارد، خواسته باشند که این عمل را در مقابل دریافت پاداشی انجام دهد و گاهی نیز خود فرد برای رسیدن به جایگاهی بهتر و مناسبتر این عمل را انجام میدهد. همچنین این روند ممکن است در تمام مقاطع دیگر زندگی مانند محل کار یا حتا در زندانها برای رسیدن به شرایط مطلوبتر رخ دهد. این پدیده درست مانند یک معامله در بازار است، که عرضه و تقاضا، نسبت مستقیم با یکدیگر دارند و با همان نسبت اگر میزان عرضه و تقاضا کم شود، در این روند تاثیر خواهد داشت.

مسئلهی آدمفروشی در کشورها و ممالکی که محیطهایی بسته و ایدئولوگ دارند، بیشتر اتفاق میافتد. همانطور که گفته شد، پدیدهی آدمفروشی، پدیدهای بسیار پیچیده است، در بسیاری از موارد، این مسئله برای رسیدن به شرایط مطلوبتر برای افراد اتفاق خواهد افتاد ولی این موارد مطلوب همیشه شامل، مسایلی مانند وضعیت بهتر از لحاظ امکانهای دنیوی نمیشود. در کشورهایی که به یک ولی، بزرگتر، و فردی خاص معتقد هستند، برای رسیدن به رضایتی که او برای آنها از امکان آن خواهد گفت، دست به این عمل زده و این تفکر باور رایج آنهاست که با این عمل در واقع پاداشی ماندگار برای خود به دست خواهند آورد و دیگری را که با این حرکت، یا اینکه در شرایط حاضر دچار تزلزل یا عذاب نمودهاند، ولی برای او هم شرایط مطلوبتری در آینده فراهم کردهاند.
آدمفروشی به یک جریان پنهان اشاره دارد. به این معنی که شخص گزارش دهنده به طور معمول به صورت مخفی و یواشکی این عمل را انجام میدهد. اما آدمفروشی به طور کل هم جنبههای ناآشکار دارد و هم جنبههای آشکار. جنبهی پنهانی آن بخش فروش و فروشنده است که سعی میکند تا این روند را به صورت مخفی انجام دهد و تا جایی که امکان دارد شناخته نشود. جنبهی آشکار شدهی آن زمانی است که فرد دوم بعد از آگاهی یافتن از این مسئله، اقدام به مجازات شخص فروخته شده میکند و به این ترتیب پرده از راز آدمفروشی برداشته میشود.
قضاوت کردن و حکم صادر کردن بزرگترین ضعفی است که باعث پدیدهی آدمفروشی میشود. جوامعی که در آنها جمعگرایی و نبود هویتهای شخصی و نهادینه نشدن شخصیتی با ثبات در افراد باعث میشود که دست به چنین رفتاری بزنند. افرادی که به آدمفروشها معروف هستند هم در معرض خطر و طرد شدنهای همیشگی هستند. تجاوز کردن به حریم درونی افراد و ترور شخصیتی آنها از انواع آدمفروشی است که برای اعمال زور و کنترل بیشتر در بسیاری مواقع، ترس زیاد کسی را که تقاضای چنین رفتاری را دارد، نشان میدهد. در بیشتر موارد، عدم شایسته سالاری منجر به بروز پدیدهی آدمفروشی یا زیرآبزنی میشود. پدیدهای که در جوامع بسته برای افراد به صورت وفاداری به ارزشها تعریف شده و آنها را به سمت جمعگراییهای بیبنیان و متزلزل سوق میدهد. زیرا در چنین سیستمی فروشنده هم به سادگی ممکن است از گردونه خارج شده و دیگری جای او را بگیرد.