تخت جمشید راهمۀ مامی شناسیم وشایدهم ازآن دیدارکرده باشیم وعظمت آنراستوده باشیم. کاخی عظیم برصفه ای پهناورگسترده بردامنۀ کوه رحمت باچنان ستونهای هنوز پابرجا و نقشها و کنده کاریهای آنچنان بی نظیر. سراپا نَقلی حیرت آور وتحسین برانگیز از برهه ای پراهمیت از تاریخ میهن گرامی ما.
اماهنوز تخت جمشید برای بسیاری ازما آنگونه که بایست شناخته شده نیست. شایدبا آشنائی بیشتر با فرهنگهای بومی غرب آسیا(پیش ازپیدایش دودمان هخامنشی)، از دولتهای آشور وبابل وسومر و اکد دربین النهرین تاشاهنشاهی دوهزارسالۀ ایلام گسترده بر پهنای ِ عظیمی از خاک ایران بتوان بهتروبیشتر به چگونگی ِبسیاری از آداب و رسوم واعیاد و معماری زمان هخامنشی، پی برد.
دولت آشور، ازقدیمیترین تمدنهای غرب آسیا (همپای تمدن مصر درشمال افریقا ازنظر قدمت) ایلامیان ساکن فلات ایران راپس از2000سال شاهنشاهی درسال640پ.م منقرض نمود. اماقوم ایلامی نه تنها از میان نرفت، بلکه وجودش چنان اهمیت داشت که تاثیرات شگرف آن برفرهنگ اقوام تازه وارد به فلات ایران غیر قابل ِ انکار است. بعدهاخود دولت آشورکه قدرتی عظیم و ویرانگر بود در سال 612 پیش ازمیلادتوسط مادها و بابلیها از پای درآمد. مادها نیزپس از165سال حکومت وسامان بخشیدن به نظامی شاهنشاهی که قبلاتجربه ای درآن نداشتندوآنرا ازایلامیان آموخته بودند، سرانجام دربرابر قوم پارس، ازپای درآمدند وهمۀ تجربه های سیاسی وحکومتی خودرابه ایشان واگذاردند.
آنچه ازنوشته های باستانشناسان برای ماباقی مانده است بیشترنقلی است جداگانه ازچگونگی بوجود آمدن این تمدنهابدون آنکه درخصوص تاثیرات قدیمیترها برتمدنهای بعدی چندان تکیه شده باشد. این تمدنها و آداب و رسوم وفرهنگهایشان ازبیش از4000سال پیش ازمیلادمسیح درغرب آسیا وجود داشته وبتدریح با یکدیگر در هم آمیخته و بعدها با آمدن آریائیها ترکیب جدیدی را ایجاد کردند که دولتها و حکومتهای بعدی در تمام منطقه و در فلات ایران میراث دار آن بوده اند.
از سوئی دیگر، چیزی درحدود3000سال پیش ازمیلادمسیح گروهی از اقوامی که ساکن روسیه مرکزی در شمال ِ سرزمینهای آسیای میانه بودندو بعدهابنام اقوام هندواروپائی نامیده شدند، شایدبدلیل سرماو یخبندان وشاید بدنبال چراگاههای سبزتر ویابه عللی که درست شناخته شده نیست،بطرف سرزمینهائی که امروزه آنرابنام قارۀ اروپامیشناسیم سرازیر شدند. اینها اعقاب ژرمنها، یونانیها، روسها، رومیها ودیگرانی که امروزه ساکن اروپا هستند، بودند.
مادها، پارسها، پارتها و هندیان اقوامی بودندکه از حدودیکهزارسال پیش از میلادمسیح، از مرکز روسیه بطرف جنوب حرکت خودرا آغازکردند. این همان گروهی است که بعدها به آن لقب ِ هند و ایرانی داد ه اند. یک شعبه از این گروه بطرف هندوستان سرازیر می شود و گروهی دیگر، با اندکی تاخیر، به سوی ِ فلات ِ ایران سفر ِ طولانی خود را آغاز میکند.
گروهی که بطرف فلات ایران کوچ میکنند نیزخود بدودسته تقسیم میشوند. آن عده که در نواحی آسیای میانه، افغانستان و خراسان ساکن میشوند اقوام پارت را تشکیل میدهند. دستۀ دوم (که بعدهابنام مادهاوپارسهاخوانده میشوند)رهسپارغرب ایران شده ودرجنوب دریاچۀ ارومیه همزیستی مسالمت آمیزی رابمدت هفت قرن آغازمیکنند. پس از700سال مجدداگروهی ازاینهابطرف جنوب ایران یعنی سرزمینی که آنرا امروزپارس یافارس میدانیم سرازیرمیشوند. گروه اول مادهادرغرب ایران میمانند و گروه دوم پارسیان را تشکیل میدهند که سلسلۀ هخامنشی از میان همین پارسیان بعدها قد علم میکند.
گروههای دیگری نیز ازغرب دریای مازندران از طریق قفقار وارد ایران شده و در شمال ایران پراکنده و مقیم شدند.
مسئلۀ مهم و قابل اهمیت اینستکه طبعا این سرزمینی که آریائیها بدان قدم گذاشتند، خالی از سکنه نبوده است. اقوام ِ ایلامی برای قرنها پیش از ورود آریائیها، بومیان اصلی این آب و خاک را تشکیل میدادند که از جنوب ِ دریاچۀ ارومیه تا همدان وشوش و لرستان و پشت کوه وپیش کوه تاخوزستان و از خوزستان تاکرمان زندگی میکردندودارای حکومت پادشاهی بودند. سنگ نبشته های بسیاری از آن زمانها یافت شده است که حتی نام پادشاهان ایلام در آن آثار بجای گذاشته شده است. بنابراین تا انقراض سلسلۀ پهلوی چیزی در حدود 4500 تا 5000 سال در ایران سیستم پادشاهی بر قرار بوده است.
حتاپیش ازتمدن ایلامیان،قرنهاپیش ازآن تمدنهای آشور، بابل، سومرواکد، دربین النهرین سیستمهای پادشاهی داشتندکه همانگونه که ذکر شد، بسیاری ازرسوم وآداب درزمان هخامنشیان از آنان و از طریق ِ تمدن ایلامی و مادها به پارسیان بارث رسیده و با تلفیق آن رسوم با آنچه که هخامنشیان ازتمدن آریائی باخودداشتندباتغییرات مناسب پارسیان، بصورت آنچه در آمده است که ما بعنوان تمدن ِ دوران ِ هخامنشی می شناسیم.
از جمله این تاثیرات اصطلاحات رسمی سلطنتی،معماری، مقابر ِ کنده شده در دل کوه، جشنهای نوروز ومهرگان وبعضی ازانواع البسه بودندکه درزمان هخامنشیان ازتمدن مادها برگرفته شده بود. مادها نیزبنوبۀ خود عمیقا از تمدنهای بین النهرین تاثیر پذیرفته بودند.
تمدنهای پیش ازهخامنشیان، از بت پرستی به خدایان متعددوسپس به خدایان سه گانه معتقد بودند. دربین ایلامیان سه خدای پراهمیت اینشوشینک، هومبان و پینی کر بودند، مادها نیز بسه خدای اصلی ایمان داشتند که در زمان هخامنشیان مبدل به اهوره مزدا، میترا و ناهید میشوند. باین ترتیب وبطورکلی، مسائلی چون زایش، بلوغ، ازدواج و مرگ، آئینهای کشت و برداشت وآئینهائی ازاین دست بیشتر از باورها و روایات مقدس گرفته شده و جنبۀ جهانی داشتند.
هخامنشیان درابتدا زردشتی نبودند.دین زردشتی پیش از ایجاد سلسلۀ هخامنشی درشرق ایران گسترش یافته بودوهخامنشیان درزمان اردشیر دوم با این دین آشنا شدند. آنجه که ازمراسم نوروز دراین مطلب آمده است، حکایت نوروز درزمان همین پادشاه و پس از اوست. (بقیه در ادامه مطلب)
ادامه مطلب...
برای نخستین باردر ایران درمنطقه تیمره شهرستان خمین یک متخصص نقوش صخرهای موفق به کشف سنگ نگارهای مشابه طرح یک فرمول پیشرفته شیمی آلی شد. شباهت بیماننداین سنگ نگاره که به هزاره دوم قبل ازمیلادمربوط است، به مجموعه ای از پیوندهای خطی و حلقوی مربوط به نوعی پلی سیکلیون است که در ساخت ادوات نیمه هادی کار برد دارد.
محمدناصری فردمتخصص نقوش صخره ای درایران ونویسنده کتاب سنگ نگاره های ایران که این سنگ نگاره را در تیمره کشف کرده است دراین باره گفته:"در بررسی هایی که در تیمره داشتیم، به صورت اتفاقی به این سنگ نگاره که در قله یک کوه و در ارتفاع بالا ترسیم شده بود برخورد کردم. با توجه به تفاوت بارز این نقش با دیگر نقش ها عکسی از آن تهیه کردم تا بر روی ان تحقیقات بیشتری انجام دهم."
ناصری فرد می افزاید: " تصادفأ این نقش رابه یکی ازدوستانم که متخصص درشیمی آلی است نشان دادم و قرار شد او نیز بر روی این طرح کار کند، اگر چه وی در وحله اول معتقد بود که نتیجه خاصی حاصل نخواهد شد اما بعد از چند روز با من تماس گرفت و از نتیجه شگفت اور کار خبر داد، بر این اساس او گفت در تحقیقات خود متوجه شدم که این سنگ نگاره فرمول مجموعه ای از پیوندهای شیمیایی خطی و حلقوی است که تناسب جالبی ازترکیبهای کربن وهیدروژن دارد. که براساس آن چنین فرمولی به دست می آید: CnH2n که در حقیقت فرمول پلی سیلیکون های نیمه هادی است."
محل ترسیم این سنگ نگاره که در ارتفاع بلند یک قله کوه است. معمولأ در منطقه تیمره که تعداد بسیار زیادی سنگ نگاره وجود دارد نقش و نگارهای مربوط به حیوانات و شکار و مانند این در ارتفاعات پایین دیده می شود این نقش اما در بلندترین ارتفاع ممکن ترسیم شده بود، بابه هم چسپاندن خطوط این پیوندهانقشی ازیک انسان به دست می آید که شبیه تصاویر موجودات فضایی است با کلاهخودی بر سر و آنتنی که بر روی آن نصب شده است.
البته همه این نظریه ها درحدگمانه زنی است ونشانه وشواهدی دال براینکه این نظریات را به صورت قاطع تایید کند در دست نیست، اما حتی با این وجود نیز شباهت بی نظیر و مثال زدنی این طرح با فرمول شیمیایی ذکر شده شگفت اور و عجیب است.
قابل ذکر است که پلی سیکلیون ها در ساخت ادوات نیمه هادی مانند ادوات مخابراتی، تزانزیستورها وIC ها کاربرد دارد، قدمت این سنگ نگاره را به هزاره ی دوم قبل ازمیلاد مربوط می دانند.
کاخ لیدوما که بعد از تخت جمشید و شوش از مهمترین آثار دوره هخامنشیان است در حالی همچنان بعد از سه بار مدفون شدن درخاک سرنوشت نامعلومی دارد که قرار بود با تامین بودجه و بکارگیری یگان حفاظتی عملیات باستان شناسی و پژوهش در این منطقه آغاز شود.
لیدوما در شهرستان ممسنی استان فارس یکی از شهرهایی است که در میان گلنوشته های نوشتههای هخامنشی و در میان ۲۶ شهر بین تخت جمشید تا شوش از آن نام برده شده است. در این شهر کاخی وجود دارد که شواهد به دست آمده در آن نشان از وجود تمدن تا پنج هزار سال پیش را نیز داشت به همین دلیل به نام کاخ لیدوما شناخته شده است.
این اثر تاریخی مربوط به 550 سال پیش از میلاد که یکی از اثرهای مهم هخامنشی بعد از تخت جمشید و شوش در منطقه سروان ممسنی به شمار می رود، دارای مساحتی در حدود یکهزار متر در ۵۰۰ متر مربع است که در بیشتر نقاط آن آثار غیرمنقول باستانی یافت شد.
در سال 1338 یک هیئت باستانشناسی ژاپنی این محوطه را مورد کاوشهای باستانشناسی قرار دادند و بنای ساختمان هخامنشی را در این قسمت کشف کردند و بعد از آن معماری این بنا را با کاخهای داریوش، خشایار شاه و اردشیر هخامنشی در شوش و تخت جمشید مقایسه کردند.
این قیاس نشان می داد که این بنا آثار به جا مانده از دوران هخامنشی است، پس مشخص شد لیدوما یکی از شهرهای بین راهی دوران هخامنشی بوده که بر سر راه شاهی پاسارگاد و تخت جمشید به شوش قرار داشته است.
پس از آن هیئت مشترک باستان شناسی پژوهشکده باستان شناسی و دانشگاه سیدنی نخستین مرحله از پژوهشهای مشترک را در سالهای ۱۳۸۱- ۱۳۸۳ در منطقه نور آباد ممسنی فارس انجام داد. حاصل مرحله یکم، شناسایی ۵۱ محوطه باستانی در دو دشت رستم یک و دو، لایه نگاری ۲۵ متر نهشتههای باستانی در تل نورآباد و نیز ۱۶ متر در تل اسپید بود.
بار دیگر در سال ۱۳۸۵ یک گروه باستان شناسی به سرپرستی علیرضا عسگری از ایران و پروفسور دانیل پاتس از دانشگاه سیدنی کار کاوش در این منطقه را انجام دادند. در این مرحله عمده پژوهشها بر شناخت یکی از محوطههای هخامنشی تمرکز یافت. این محوطه با نامهای محلی نظیر قلعه کَلی و یا سُروان، جین جان شناخته شده است. (بقیه در ادامه مطلب)
ادامه مطلب...
پس از آنکه میلیونها سال پیش عصر دایناسورها به پایان رسید و حیات این جانداران به کلی از کره خاکی محو شد هم اکنون آثار باقیمانده از دایناسورها نیز در کرمان در حال از بین رفتن است.
در حالیکه استان کرمان مملو از استعدادهای گردشگری و عجایب باورنکردنی برای توریستها است اما متاسفانه بسیاری از این پتانسیلها به خوبی به مردم معرفی نشده است و یا شرایط بازدید از آنها مهیا نشده است.
این درحالیکه است که برخی از استانهای دیگر که دارای استعدادهای به مراتب کمتر از استان کرمان هستند توانسته اند با جذب اعتبارهای مناسب و همچنین معرفی و تبلیغ پتانسیلهای خود که به مراتب کمتر از کرمان است در کنار مدیریت منسجم و دقیق در طول سالهای گذشته خود را بعنوان یکی از قطبهای گردشگری ایران معرفی کنند.
یکی از مهمترین و جالبترین پتانسیلهای گردشگری کرمان وجود آثار دایناسورها و حیوانات هم عصر با آنها در استان پهناور کرمان است که می تواند کرمان را به بهشتی برای دیرینه شناسان تبدیل کند اما این پتانسیلها به دلیل عدم معرفی مناسب و تبلیغات بسیار ضعیف و بی توجهی مسئولان رها شده اند.
آثار دایناسورها در کرمان در سایه بی توجهی در حال فراموشی است
وجود مناطق فسیل خیز و هزاران قطعه فسیل دایناسورها در کرمان و همچنین وجود ردپای دیناسور عظیم الجثه در روستای ده علیرضای شهرستان زرند دلیلی بر این مدعا است.
با این وجود متاسفانه بدلیل بی توجهی های صورت گرفته و در مواردی بی مهری هایی که انجام شده است این عجایب در حال تخریب هستند.
تخریب قسمتی از رد پای دایناسور ده علیرضا
هم اکنون به علت عدم حفاظت از ردپای دیناسور عظیم الجثه ده علیرضا این اثر شگفت انگیز که اگر در استانهای دیگر کشور بود به قطب توریست تبدیل می شد در حال تخریب شدن است.
طی سالهای گذشته دو انگشت رد پای دایناسور کرمان به وسیله برخی افراد تخریب شده است و این نگرانی وجود دارد که بزودی این اثر بی نظیر از بین برود.
این در شرایطی است که بدلیل ساختار زمین شناسی خاص این مناطق به گفته مردم محلی بسیاری از آثار دیگر در این محدوده وجود دارد که تاکنون حرکت منسجمی برای شناسایی و ایجاد یک بانک اطلاعاتی علمی مناسب در این خصوص صورت نگرفته است و اگر هم فردی با صرف هزینه و زمان اقدام به جمع آوری این گنجینه گران بها کرده است نه تنها از وی حمایت نشده است بلکه بی مهری های صورت گرفته موجب دلسردی این افراد نیز شده است. (بقیه در ادامه مطلب)
ادامه مطلب...
"دشتستان" واقع در بخش مرکزی شهرستان دشتستان یکی از آثارهای تاریخی و ازنقاط دیدنی استان بوشهر در جنوب ایران است.
«گوردختر دشتستان» گوردختر یعنی دخترگبر یا زرتشتی درخاورجاده برازجان به کازرون قرار دارد که بنای آن دارای سقف و بدنه سنگی شبیه آرامگاه کوروش بزرگ هخامنش در دشت پاسارگاداست .این بنایادآور عصرهخامنشی است وقدمت منطقه برازجان را تایید مینماید. گفتهاند که این بنا آرامگاه دختر یا خواهر کوروش است. درخاور گور دختر بقایای کوشک اردشیر ساسانی دیده میشود.
این اثرتاریخی ارزشمندمتعلق به اوایل قرن ششم قبل ازمیلادیعنی آغازدوران پادشاهی هخامنشیان میباشد. این آرامگاه سنگی چون آرامگاه کوروش کبیر سرسلسله هخامنشی است که احتمالا مربوط به مادر یا دختر کوروش بوده است. که البته هیچ مدرک یا سند قطعی که دال بر این گفتار باشد بهدست نیامده است. هیچگونه کتیبه یا نوشتهای که نام متوفی را مشخص کرده باشد از آن بهدست نیامده است.
بر بالای این مقبره قسمتی فرورفتگی شبیه به یک قاب وجود دارد که احتمالا جایگاه قرار گرفتن کتیبهای مربوط به آن بوده است. ساختمان اصلی به شکل مکعب مستطیل بوده که دارای سه پلکان در اطراف و پوش سقف خرپشتهای که به شکل نیم استوانه خالی است که احتمالا جایگاه قرار گرفتن جسد بوده است که درست همین اصول و فرم در مقبره و فرم در مقبره کوروش در پاسارگاد فارسی محفوظ میباشد کل بنا از ٢۴ قطعه سنگ در ابعاد مختلف و بوسیله بستهای دم چلچلهای به همدیگر مربوط گردیده و مثل سایر بناهای هخامنشی هیچگونه ملاتی در آن یافت نمیشود. ردیف پلهها از پایین تا بالا یک سنگ کم شده که در بالا به دو سنگ میرسد.
ارتفاع واقعی آن ۴/۵ متر میباشد در اطاقک بنا حوضچه کوچکی است که هم اکنون با گل و لای پر شده است. ورودی اتاق مقبره در جهت شمال شرقی میباشد. کل آرامگاه بر روی یک تخته سنگ بنا شده که هم اکنون قسمتی از آن در جهت شمال آرامگاه نمایان میباشد و این روند یک شیوه معماری در دوران هخامنشی بوده است و به جهت استحکام و پابرجایی بنا انتخاب شده است.
آبراه های هزار ساله تخت جمشید که تا کنون کاربرد داشته اند به دلیل بی توجهی دولت کنونی از کار آفتاده اند
اینکه تخت جمشید به عنوان اولین شهر تاریخی محسوب میشود که دارای سیستم فاضلاب بوده است و هم اکنون نیز برخی از آبراه ها هنوز کاربردشان را حفظ کردهاند. اما درحال حاضر به دلیل مسدود شدن برخی از آبراه ها، بارش باران و تجمع آب ها به حدی میرسد که مانع تردد و عبور گردشگران می شود. به طوری که کارگران با ریختن سنگ ریزه هم نمی توانند مانع آب گرفتگی شوند.
یکی از بازدید کنندگان حاضر در تخت جمشید که گرفتار باران شده بود می گوید: با ورود به مجموعه تخت جمشید متوجه شدم که قبل از ورود و بازدید از این اثر ثبت شده جهانی حتما باید از وضعیت آب و هوا مطلع باشم چون درغیر این صورت امکان بازدید وجود ندارد. وی که تا بالای مچ پا در آب فرو رفته بود ادامه داد: من بعد از سالها فرصت پیدا کردم که از تخت جمشید دیدن کنم اما متاسفانه امکان بازدید از بخش های مختلف به دلیل آب گرفتگی وجود ندارد.
مهران محمدی دبیرکل انجمن حافظ شناسی که یکی از بازدید کنندگان تخت جمشید بارانی بود نیز به خبرنگار CHNگفت: با توجه به اینکه تخت جمشید در دامنه کوه رحمت قرار گرفته و در آن زمان به دلیل بارش های باران از بالا سیلاب داشته است با کف سازی که انجام داده اند تا کاخ را بر آن بسازند، فاضلاب و آبراه هایی را نیز احداث کرده اند که با تخریب و هجوم های صورت گرفته کاربری و شکل خاص خودش را ازدست است. همچنین بسیاری از متخصصان معتقدند بخشی از تخریب ها بواسطه مسدود شدن شریان ها و آبراه ها صورت گرفته است.
مهران محمدی با بیان اینکه تخریب ها گریبانگر تمام آثار تاریخی است و تنها مختص مجموعه تخت جمشید نیست ادامه داد: درحال حاضر آثار تاریخی بسیاری مورد تعرض و تخریب قرار می گیرند در این میان بحث هایی درخصوص نگهداری از آثار تاریخی وجود دارد به طوری که باید پیش بینی روزهای بارانی و جلوگیری از تجمع آب انجام شود حتی اگر کاربری گذشته را نداشته باشد.
وی افزود: ما همانطور که نگران گلسنگ های تخت جمشید هستیم باید نگران سیلاب و زلزله هم باشیم درواقع پیش بینی، آسیب شناسی وپیشگیری مقوله های مهمی هستند که باید از آنها استفاده کرد.
مصطفی فاطمی هم که از شهر یزد برای بازید از تخت جمشید آمده بود می گوید: همواره به عنوان کسی که به دنبال حفظ میراث فرهنگی بوده ام تا به الان فکر می کردم وضعیت آثار و بناهای تاریخی یزد بسیار آسیب پذیر است اما الان که با این وضعیت تخت جمشید مواجه شدم سکوت کردم در مقابل آثار در معرض تهدیدی که از درجه پایینتری از مجموعه ثبت جهانی تخت جمشید قراردارند.
چند سال پیش عکس فتوشاپی و غیر واقعی بر روی اینترنت مبنی بر زیرآب رفتن پاسارگاد قرار گرفت اما با این روندی که وجود دارد دور از انتظار نیست که اینبار تخت جمشید به صورت واقعی به زیر آب رود.
وی با اشاره به اینکه اگر آبراه های 2000 ساله تخت جمشید نبود معلوم نبود چه اتفاقی می افتاد ادامه داد: قسمت عمده ای از تخت جمشید به دلیل وجود آبراه ها نجات پیدا کرده به طوری که آب ها از راه های انحرافی خود را به آبراه ها می رسانند اما درحال حاضر تجمع آب به حدی است که دیگر آبراه ها که بسیاری از آنها مسدود شده اند جوابگوی واقعیت غرق شدن تخت جمشید نیست.
این اتفاق در حالی میافتد که معاونت میراث فرهنگی و پژوهشی در شیراز و در نزدیکی تخت جمشید مستقر هستند.
حال ارگ کریمخان خوب نیست. دیوارهای ارگ مملو از یادگاری و نقاشی است. میراثی که زمانی منزلگاه حاکم شهر بوده و دورهای مکانی برای استقرار زندانیان شمرده میشده، امروز نفسنفسزنان و نیمهجان به ما رسیده است و تیماری ندارد. نقاشی سقفها و دیوارها ازبین رفته و جایش را یادگاری، یادگاری نویسان پرکرده است.
ارگ کریمخان چونان رستمی لنگان در کشاکش زمانه است. دژی که امروز خالی از شمشیر و زره کریمخان بوده و بسیاری از ابزارآلات و وسایل زندگی وی به موزه پارس انتقال داده شده است. درحال حاضر تنها چوب خط و یادگاریهای زندانیان برستونها و سنگهای مرمر قسمت شاهنشین باقی مانده است.
با اینکه ورودی ارگ کریمخانی توجه بسیاری از گردشگران را جلب میکند و باغچهها و آبنماها تا رسیدن به عمارت همراهی میکنند اما زمانی که به قسمت شاه نشین میرسی با ستونهای کنده شده و دربهای لنگه به لنگه و نقاشیهای ریخته شدهای مواجه میشوی که بهیکباره از شکوه ارگ میکاهد.
قسمت اعظم دیوارههای ارگ پراز یادگاریهایی است که هرروز توسط برخی بازدیدکنندگان نوشته میشود به گفته یکی از ماموران یگان حفاظت که گاهی نقش راهنما را هم در ارگ کریمخان به عهده دارد، روزانه حداقل 4 نفر از بازدیدکنندگان هنگام نوشتن یادگاری دیده میشوند و با آنها برخورد میشود.
این درحالی است که رفتارهای توریستهای خارجی به گونه دیگری است به طوری که قبل از وارد شدن اجازه ورود و عکسبرداری میخواهند و دیدهنشده با فلش عکس بگیرند.
ارگ کریمخان طی 3 دوره دچار آسیبهای جدی شده است. اولین دوره به عصرقاجار بازمیگردد که به دلیل کینه توزی از کریمخان بخشی از ارگ وی تخریب میشود. دومین دوره مربوط به استقرار زندانیان است و سومین دوره هم در عصر حاضر اتفاق می افتد که توسط یادگاری نویسان انجام گرفته و آسیبهای جدی به این بنا وارد شدهاست.
ارگ کریمخان در حالی راهنما ندارد که در زمان بازدیدهای معمول روزانه حدود 400 نفر از آن بازدید میکنند و اگر حوصلهای باشد، تنها مامور یگان حفاظت از میراث فرهنگی توضیحاتی را به بازدیدکنندگان میدهد.
5 سال پیش که به این مکان آمدم که از وضعیت مناسبتری برخوردار بود و از این موضوع که چند سال آینده ارگ کریمخانی چه وضعیتی دارد نگران هستم.
گردشگری که با دوربین حرفهای امابافلش عکسبرداری میکرد، درپاسخ به این پرسش که چرا با فلش عکس میگیرد گفت: «من نمی دانستم نباید با فلش عکاسی کنم و اینجا هم اطلاع رسانی انجام نشده بود و کسی به من تذکر نداد.»
این درحالیست که ارگ کریمخان کاخ رسمی وپادشاهی کریم خان زند بوده وبا 240سال قدمت به ثبت ملی رسیده است. کریم خان زند برای ساختن این کاخ از ماهرترین سنگ تراشان، معماران و هنرمندان آن زمان دعوت کرد و بهترین نوع مصالح را از شهرها و کشورهای مختلف تهیه کرد تا در مدت زمان کوتاهی بنای ارگ ساخته شد.
همچنین طبق معماری دوران زندیه حوضی 4 گوش در جلو هر ایوان ساخته شده است که آب آنها از آب رکناباد تأمین میشدهاست. ضلع شرقی ارگ دیوار بلندی است که درب ورودی در وسط آن قرار دارد. بر بالای سردر ورودی صحنهای از جنگ رستم و دیو سفید به وسیله کاشیهای هفت رنگ لعابدار تصویر شده است.
روزگاری حمامهای تاریخی محل پاکیزهای برای نظافت و امکانی برای برداشتن زشتیهای چرکگرفته تن بود. واردکه میشدی سروتن شسته، به قول قدیمیها جان تازهای میگرفتی و راهی منزل یا کسب و کار میشدی. اما امروز آن دسته از حمامهای تاریخی که گرفتار غبار فراموشی و آوار بیتوجهی شدند، محل تجمع معتادان و بیخانمانها هستند. حالا که وارد میشوی از پاکیزهگی خبری نیست و باید مواظب سرنگهای آلوده هم باشی.
از میان بیش از 200 حمام تاریخی، کمتر آنها موردتوجه و مرمت قرارگرفتهاند. باقی آنها به حال خود رها شدند و همین باعث شده تا دیوارها فرو ریخته و مخروبهای پدید آید که جز لانه معتادان به چیز دیگری شبیه نباشد. برخی از این حمامها چون حمام "گازرگاه" یزد، یکی از شگفتیهای معماری دوران قاجار و پیش از آن هستند که هر روز طعم تازهای از تلخی تخریب را تجربه میکنند.
در بیشتر شهرهای تاریخی ایران میتوان ردپای حمامهای تاریخی را دید. البته بخش زیادی از این حمامها در روستاهای تاریخی و نیمه مخروبه بنا شدهاند. به همین دلیل حمامهای روستاها بیشتر از باقی مناطق کشور مورد بیتوجهی قرار گرفتهاند. هرچند امروز هم روستاییها در خانههای خود از نعمت حمام بهرهمند شدهاند اما دلیل آن نیست که تاریخ و پیشینه معماری آنها رو به فراموشی رود. (بقیه در ادامه مطلب)
ادامه مطلب...
چند سالی است به بهانه بزرگداشت «شیخ بهایی» که زمانی از ساکنان به نام این شهر بوده و تولد او را روز معمار نام نهادهاند، برنامههای گوناگونی در بزرگداشت اصفهان از روز 3 اردیبهشت ماه برگزار میشود.
گذشته از آن که میان برخی اندیشمندان و اصفهانشناسان همچنان در انتخاب روزی برای بزرگداشت اصفهان اختلاف است و عدهای روز یکم آذر ماه را با این عنوان برگزیدهاند و از سویی دیگر معتقدند که انتخاب روز سوم اردیبهشت، بنیان درستی ندارد و روز تولد شیخبهایی سوم اردیبهشت نیست و بر اساس کتیبه کاشیکاریهای دیوار اتاق مقبره شیخ بهایی، او در روز ۲۶ ذیحجه سال ۹۵۳ هجری قمری برابر با پنجشنبه ۸ اسفندماه سال ۹۲۵ هجری خورشیدی در بعلبک لبنان به دنیا آمده است که همین باور اساس انتخاب روز معمار را نیز زیر سوال میبرد، اما این سه موضوع بهانه خوبی است برا ی آن که اشارهای داشته باشم به اهمیت نقشی که آثار معماری میتوانند در توسعه گردشگری یک شهر ایفا کنند.
بسیاری از شهرهای به نام دنیا، با آثار معماریشان در ذهنها ماندگار شدهاند؛ شیراز را با بنای حافظیه یا پرسپولیس به عنوان یکی از مشخصترین نمایههای این شهر به ذهن میآوریم، نام پاریس، نمای برج ایفل را به یادمان میآورد و خیابان شانزه لیزه آنقدر در خاطرهها ماندگار شده که به صورت ضربالمثلی در محاورههای ما استفاده میشود.
پکن با آن میدان معروف و شهر ممنوعه و اصفهان نیز با پلها و بناهای گوناگونش تصویری ماندگار دارند.
چه بسیار گردشگرانی که مسافتی بسیار طولانی را برای تماشای هر یک از این شاخصههای به یادماندنی پیمودهاند و عکس یادگاری خویش را در کنار آن اثر تا سالها زینت بخش خانه خویش کردهاند و اینها همه اهمیت طراحی و توجه به معماری شهری را در توسعه گردشگری هرمنطقه بیش از پیش هویدا میسازد.
یک معمار میتواند با تفکر خلاق خودش اثری را بیافریند که تا سالها و قرن ها دیدنی و ماندگار باشد.
برای مثال در اصفهان که البته از این جهت بسیار شاخص است و ویژگی معماری این شهر نه تنها برای ایرانیها که برای دنیای معماری در سراسر جهان همچنین گردشگران جذاب و دیدنی است، رد پای تلاش معماران زیادی دیده میشود که از آن جمله میخواهم به شیخ بهایی اشاره کنم. اشارهای ساده که شاید نگاه شما را این بار که به اصفهان سفر کردید، متفاوت کند.
ادامه مطلب...
پل خواجو در استان اصفهان دارای معماری بی نظیری است به طوری که در مواقع نیاز، از آن به عنوان سد استفاد می کردند.
تا پیش از سال 1060 که شاه عباس دوم دستور ساخت پل خواجو را داد، پلی غیرقابل استفاده در این مکان وجود داشته است.
در بخش میانی این پل و در دو طرف ، عمارتی هشت ضلعی بنا شده است که بیگلر بیگی (عمارت بزرگان، خان خانان) یا شاه نشین خوانده می شود و از معماری ارزشمند و تزئینات زیبایی برخوردار بوده و نقوش و طرح های طلاکاری شده بر زیبایی آن افزوده است.
شاه عباس دوم برخی اوقات به همراه اهل حرم و یا صاحب منصبان و میهمانان داخلی و خارجی در این عمارت مستقر می گردید و اجرای مراسم مختلف نظیر نوروز و جشن آب پاشان را به تماشا می نشست.
این پل دارای مهتابی های زیبایی نیز در دوطرف می باشد. شایان ذکر است این پل به گونه ای طراحی شده که از آن به عنوان سد و آب بند نیز برای اهداف و مصارف گوناگون استفاده می شده است. جلوی هر سقف و دیوار، پیش آمدگی و فرو رفتگی وجود دارد که اگر تختهای با اندازه دهانه پل ها بگذارند آب رودخانه بالا آمده و مدتی ذخیره میشود.
این پل علاوه بر نام خواجو ، با نامهای دیگری نظیر پل شاهی، پل گبرها، پل بابا رکن الدین و پل شیراز نیز خوانده می شده است.
این پل در انتهاى شرق خیابان کمال اسماعیل اصفهانی و انتهاى جنوبی خیابان خواجو واقع شده است و دارای 133 متر طول و 12 متر عرض بوده و دارای 21 دهانه است.
یک فیلمساز چینی مسیحی مدعی است که آرامگاه نهایی کشتی نوح را در کوهستان آرارات در ترکیه پیدا کرده است. این تازه ترین مورد از تجسس های مشابهی است که با هزینه و کمک مالی نهادهای دینی برای پیدا کردن آثار باقی مانده از کشتی نوح انجام می شود. به نوشته سایت آمریکایی کریستین ساینس مانیتور ، یئونگ وینگ – چئونگ می گوید که وی و گروه اکتشافی همراه اش که به صومعه های کشتی نوح وابسته اند باقی مانده کشتی نوح را در ارتفاعات ۳۶۰۰ متری کوهستان آرارات پیدا کرده اند. آنها در محیط داخلی اسکلت این کشتی فیلمبرداری کرده و نمونه هایی از چوب بدنه آن را در ایران آزمایش کرده اند. وی مدعی است که آزمایش تشخیص عمر کربن در قطعات چوب نشان می دهد که این قطعات درست متعلق به دوره وقوع طوفان نوح است. این ادعا بسیار حیرت انگیز است چون مواد طبیعی مثل چوب قاعدتا در طی ۵ هزار سالی که گفته می شود از زمان وقوع طوفان نوح می گذرد قاعدتا باید از بین رفته باشند. فیلمساز چینی میگویدکه براساس اسنادانجیل شواهدوگفته های اهالی این منطقه و آزمایش مربوط به تشخیص عمر کربن در قطعات چوب ۹۹ درصد اطمینان دارد که این واقعا کشتی نوح است. به نوشته این سایت خبری یئونگ درموردیک نکته مهم درخصوص این داستان سکوت کرده است. او تازه ترین مورد از فهرست طولانی کاشفانی است که مدعی اند کشتی نوح را پیدا کرده اند. تاکنون ده نفر دیگر که هزینه سفر و فعالیت اکتشافی آنها توسط موسسات و نهادهای مسیحی تامین شده است مدعی کشف کشتی نوح بوده اند. اما ادعا و شواهد هیچکدام از آنها حقیقتا اثبات نشده است. کریستسین ساینس مانیتور می نویسد به دلایل گوناگون نمی توان به صحت این ادعای جدید اطمینان کرد. (بقیه در ادامه مطلب)
ادامه مطلب...
روزنامه تهران امروز: معاون حفظ و احیای سازمان میراث فرهنگی اعلام کرده که فروش هر اثر تاریخی ایران از نظر سازمان میراث فرهنگی ممانعتی ندارد.
این سخنان در حالی بیان می شود که هنوز نگرانی ها بر سر خارج شدن آثار ملی از ثبت به قوت خود باقی است. با توجه با این اظهارات به نظر میرسد که سازمان میراث فرهنگی وارد مسیر تازه ای در بحث خرید و فروش آثار تاریخی شده است چراکه تا پیش از این بسیاری از مالک های آثار میراث فرهنگی همچون محوطههای تاریخی و خانه مشاهیر امیدوار بودند که میراثشان از سوی تنها سازمان متولی آثار تاریخی خریداری و از آنها صیانت شود چنانچه در اساسنامه سازمان میراث فرهنگی سال 66 آمده است: سازمان میراث فرهنگی اساسا تنها متولی حفظ میراث فرهنگی کشور است. با این وجود مسعود علویان صدر آب پاکی را روی دست مالکها می ریزد: بهگزارش ایسنا، هیچ اثری را نمیخریم مگر نفایس. این آخرین موضعگیری مسئولان سازمان میراث فرهنگی در مقابل خریداری آثار تاریخی است که در رونمایی از تابلوی نقاشی امیرکبیر در کاخ گلستان اعلام شد.سه روز پیش هم حمید بقایی، رئیس سازمان میراث فرهنگی، خریدن خانههای تاریخی را غلط ترین روش ممکن اعلام کرده و گفته بود ما طبق قانون موظف به خرید خانههای تاریخی نیستیم. همه این اظهار نظرها در حالی بیان می شود که سازمان میراث، امسال را سال احیای خانههای تاریخی نامگذاری کرده است.خانههایی که در زمره مهمترین میراث ملی هر کشوری بهشمار میروند.با این وجود آنچه که امروز دوستداران میراث فرهنگی را نگران کرده، نابودی تدریجی خانههای مشاهیر و خانههای تاریخی با معماری و هنر ایرانی اصیل است و از همه مهمتر مشاهده آگهی فروش آثار تاریخی ملی است آیا تختجمشید هم شامل این «هر اثر» تاریخی میشود؟
منطقه باستانی معروف به شهر «یری» در شمالغربی روستای «پیرازمیان» در ۳۱ کیلومتری شرق «مشگین شهر» در کنار رود «قره سو» قرار دارد. وسعت این منطقه تاریخی ۴۰۰ هکتار است و از سه قسمت «دژ نظامی»، «معبد» و «قوشا تپه» تشکیل میشود. قدمت قلعه و معبد به ۱۴۵۰ پیش از میلاد و قوشا تپه به ۷ هزاره پیش از میلاد میرسد. اولینبار در حدود ده سال پیش از انقلاب اسلامی «چارلز برنی» در این محوطه کاوش کرد و از سال ۱۳۸۳ تا ۱۳۸۵ سه فصل حفاری به سرپرستی «علیرضا هژبری نوبری» در آن انجام شد. در اولین فصل حفاری که در آبان ۸۳ آغاز شد قبرهای عصر آهن بررسی شدند که پیش از آن توسط جویندگان عتیقه تخریب شده بودند و تنها ساختمانبندی قبرها معلوم بود.
در این دوره سفالهایی مربوط به دوره «کالکو لتیک» کشف شد و قدمت منطقه را به ۳۵۰۰ سال از عصر آهن به عقب برد. این سفالها شبیه سفالهای مناطق باستانی «دالما و حاجی فیروز» هستند. به این ترتیب برای اولینبار قدمت سکونت بشر در استان اردبیل به دوره مس، سنگ رسید. برخی از سفالها منقوش و برخی با طرح سبدی بودند. تعدادی سفال دو لایه نیز در حفاری کشف شد که احتمال میرود لایه دوم سفال برای ترمیم قسمتهای شکسته سفال به کار رفته است. (بقیه در ادامه مطلب)
ادامه مطلب...