شب عاشقان بیدل چه شبی درازباشد/ توبیا کزاول شب درصبح بازباشد

1-نگاهی کوتاه به گذشته‌ها

جشن نوروز از مراسم بسیار قدیمی ایرانیان است‌. این رسم کهن ایرانی آن قدر در تاریخ پیش می‌رود که به افسانه‌ها و اسطوره‌ها می‌پیوندد و قدمتی در حد تاریخ پیدایی ملت ایران‌ پیدا می‌کند، ایرانیان شرقی به ویژه از وقتی که وارد مرحله ده‌نشینی و کشاورزی شدند، در میان مراسم جشن‌ها و نیایش ها به فراگرد تغییر فصول توجه خاصی نشان دادند. از آن جمله جشن‌های پاییزی یا مهرگان (میتراکانه) و جشن‌های بهاری و تجدید حیات کشتزارها یعنی نوروز بوده‌ است. در ‹‹اوستا›› از نوروز نامی نیست ولی در میان متون دینی قدیمی‌ترین منبع موجود کتاب ‹‹بندهشن›› است که به جشن ‹‹نوروز›› اشاره ای شده‌ است‌.
سلطنت هخامنشیان براساس تساهل نسبت به عقاید و آراء دیگران بنا شده ‌بود و بنابراین در پذیرش متقابل از دانش ‌و فرهنگ بیگانگان نیز مقاومتی نمی‌کردند. چنان‌چه مبنای محاسبات تقویم خود را بر پایه دانش نجومی مصریان قرار دادند و برای نام ماه‌ها از اسامی زردشتی سود بردند‌. دردوره اشکانیان نیز گا‌ه شماری ترکیبی از تقویم اوستایی و مصری بود و به هر حال در این گاه شماری‌ها جشن‌های نوروز و مهرگان برای خود جایی داشتند‌. در زمان ساسانیان جشن‌های نوروز با شکوه و رونق کامل‌تری انجام می‌شد و پادشاهان این سلسله در نوروز که چند روز به درازا می‌کشید مراسم مختلفی به جا می‌آوردند.
‌بعد از ظهور اسلام با آنکه تغییرات مذهبی و سیاسی فراوانی در جامعه ایران صورت گرفته ‌بود و بسیاری از عادات اجتماعی گذشته دستخوش فراموشی یا دگرگونی شده‌بود‌، در میان آن بخش از سنت‌های ایرانی که که بعد از اسلام نیز همچنان به حیات خود ادامه ادامه دادند‌، یکی رسم نوروز بود که به ویژه از آن جهت که با اصول و ضوابط دین هم تعارضی نداشت، نه تنها با مخالفت خلا‌فت اسلامی مواجه نشد بلکه بعد از گذشت زمانی که سادگی حکومت اسلامی جای خود را به تشریفات قدرت‌مدارانه‌ی گرفته شده از دربارهای ایران و روم داد، با حسن استقبال هم مواجه شد و به شکل یک آیین پر طمطراق درباری درآمد‌. ضمناً حاکمیت عرب با استفاده از این موقعیت جمع‌آوری مالیات را هم با جشن‌های نوروزی هم زمان کرد و حتی «متوکل عباسی» از آن جهت که نوروز با فصل درو و جمع‌آوری محصول فاصله زیادی داشت دستور داد آن را تا زمان برداشت کشت به تأخیر اندازد که روستاییان بتوانند مالیات‌های دولت راپرداخت کنند‌. با ابن همه برگزاری مراسم نوروز گاهی بامخالفتهاومحدودیت‌ها‌یی روبرو می‌شد‌؛ چنان‌چه همین «متوکل» برپایی آیین نوروزی – به ویژه اسب دوانی – را در کوچه و بازار ممنوع کرد‌.
اما علی‌رغم این محدودیت‌ها و سخت‌گیریها، نوروز همچون یک سنت استوار جای خود را در میان مسلمانان باز کرد اما با شکل‌ها و تغییر‌ها‌ی گوناگون و در قالب پنداشته ها و باورهای متعدد مردمی:

هفت سین 

1- گل آدم در نوروز سرشته شد‌. نوروز آفرینش انسان است‌.
2- آدم بهشتی‌، از میوه ممنوع تناول کرد ،لاجرم به پادافره آن گناه از بهشت رانده شد و روی زمین به «سراندیب» فرود آمد و شریک جرمش ‹‹حوا›› به ‹‹جده›› افتاد‌. آدم از کرده خود توبه کرد و به درگاه خدا نالید ،خداوند بر او ببخشود و بدین سان جفت او در زمین عرفات‌، در روز «‌نوروز» به او باز گردانید.
3- چون کشتی نوح بر «جودی» قرار گرفت آب کم کم پایین آمد و نوح پای بر خاک نهاد، آن روز «نوروز» بود.
4- روزی که یوسف را از چاه، برادران بیرون کشیدند‌، «نوروز» بود‌.
5- موسی‌، عصای خود را بر آب نیل (یا دریای سرخ‌) زد و آب پس نشست و بنی‌اسراییل از آب گذشتند و از تعقیب و آزار فرعون جستند‌. آن روز‌، نوروز بود‌.
6- روزی که دوباره‌، یونس نبی از دهان ماهی پای بر ساحل نهاد‌، نوروز بود‌.
7- هنگامی که خداوند انسان را آفرید همه ستارگان آسمان در برج «حمل/ فروردین» جمع گشتند و چون کار آفرینش پایان آمد‌، خداوند ستارگان را فرمود تا به جایگاه‌های خود باز گردند‌. آن روز نوروز بود‌.
8- بکتاشیان «نوروز» را روز تولد حضرت علی می‌دانند و معتقدند که امام علی‌، در همین روز با فاطمه ازدواج کرد‌.
9- شیعیان می‌گویند پیغمبر در چنین روزی علی را به خلافت خویش برگزید‌.

(بقیه در ادامه مطلب)



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۱/۱/۳ توسط ساسان

برای نخستین باردر ایران درمنطقه تیمره شهرستان خمین یک متخصص نقوش صخره‌ای موفق به کشف سنگ نگاره‌ای مشابه طرح یک فرمول پیشرفته شیمی آلی شد. شباهت بیماننداین سنگ نگاره که به هزاره دوم قبل ازمیلادمربوط است، به مجموعه ای از پیوندهای خطی و حلقوی مربوط به نوعی پلی سیکلیون است که در ساخت ادوات نیمه هادی کار برد دارد.
محمدناصری فردمتخصص نقوش صخره ای درایران ونویسنده کتاب سنگ نگاره های ایران که این سنگ نگاره را در تیمره کشف کرده است دراین باره گفته:"در بررسی هایی که در تیمره داشتیم، به صورت اتفاقی به این سنگ نگاره که در قله یک کوه و در ارتفاع بالا ترسیم شده بود برخورد کردم. با توجه به تفاوت بارز این نقش با دیگر نقش ها عکسی از آن تهیه کردم تا بر روی ان تحقیقات بیشتری انجام دهم."
ناصری فرد می افزاید: " تصادفأ این نقش رابه یکی ازدوستانم که متخصص درشیمی آلی است نشان دادم و قرار شد او نیز بر روی این طرح کار کند، اگر چه وی در وحله اول معتقد بود که نتیجه خاصی حاصل نخواهد شد اما بعد از چند روز با من تماس گرفت و از نتیجه شگفت اور کار خبر داد، بر این اساس او گفت در تحقیقات خود متوجه شدم که این سنگ نگاره فرمول مجموعه ای از پیوندهای شیمیایی خطی و حلقوی است که تناسب جالبی ازترکیبهای کربن وهیدروژن دارد. که براساس آن چنین فرمولی به دست می آید: CnH2n که در حقیقت فرمول پلی سیلیکون های نیمه هادی است."
محل ترسیم این سنگ نگاره که در ارتفاع بلند یک قله کوه است. معمولأ در منطقه تیمره که تعداد بسیار زیادی سنگ نگاره وجود دارد نقش و نگارهای مربوط به حیوانات و شکار و مانند این در ارتفاعات پایین دیده می شود این نقش اما در بلندترین ارتفاع ممکن ترسیم شده بود، بابه هم چسپاندن خطوط این پیوندهانقشی ازیک انسان به دست می آید که شبیه تصاویر موجودات فضایی است با کلاهخودی بر سر و آنتنی که بر روی آن نصب شده است.
البته همه این نظریه ها درحدگمانه زنی است ونشانه وشواهدی دال براینکه این نظریات را به صورت قاطع تایید کند در دست نیست، اما حتی با این وجود نیز شباهت بی نظیر و مثال زدنی این طرح با فرمول شیمیایی ذکر شده شگفت اور و عجیب است.
قابل ذکر است که پلی سیکلیون ها در ساخت ادوات نیمه هادی مانند ادوات مخابراتی، تزانزیستورها وIC ها کاربرد دارد، قدمت این سنگ نگاره را به هزاره ی دوم قبل ازمیلاد مربوط می دانند.


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٠/۱٠/٢۸ توسط ساسان

اصطلاحات عامیانه و به قولی زبان مخفی آنقدر زیادند که اگر قرار باشد به توضیح معنی و مفهوم آنها بپردازیم به سال‌ها وقت و خروارها کاغذ نیاز است. اما با این وجود تعداد دیگری از آنها را نیز مرور می کنیم:

«زاخار»: هر چیز بی ارزش، بی کلاس، ضعیف و مزاحم.

«زالزالک»: حرف‌های بی سر و ته، مفت و بی معنی

«تو لب رفتن»: گوشه‌گیری، به فکر فرورفتن، منزوی شدن و کز کردن

«خورد به کاشی»: درست انجام نشدن یک کار یا معکوس شدن نتیجه کار به طوری که مورد خنده دیگران واقع شود.

«چیکه کردن»: منظور تیکه انداختن و مزه پراندن است که به هیچ عنوان دلچسب هم نباشد.

«شاخ شده»: مزاحم شده، گیر داده، اذیت می کند، به هر رفتار تکراری که طرف را ناراحت کند، می گویند.

«فراجناحی»: به افرادی که با همه دوست و رفیق می شوند، اطلاق می شود.

«فک»: از جمله کلماتی است که چندین مورد استفاده دارد. مثلاً وقتی می گویند «فکش خورد زمین» یعنی حال طرف گرفته شده و به قول معروف «روش کم شده». «فکش کش اومد» هم معنی فوق را می دهد اما وقتی می گویند «فکش پایین اومد» یعنی کتک خورد و برای تهدید نیز از اصطلاح «فکتو پایین میارم» استفاده می شود.

«کلنگ»: به کسی می گویند که از مرحله پرت باشد اما «کلنگ می زند» به معنی کار و تلاش زیاد است.

«قلاب بگیر بیاد پایین»: وقتی کسی حرفهای تند،دروغ وبه دورازذهن بگوید، می گویند. اما اگر حرف‌های کسی بی پایه و اساس باشد و نتوان روی آنها حساب کرد می گویند «کاغذ خرید نداره.»

«تیریپ»: تیپ، قیافه، فرم، مدل، سبک (به تریپ هم زدن: با هم دعوا کردن)

«تی تیش مامانی»: خیلی وسواسی، کسی که سوسول‌وار به خودش می رسد.

« جان کوچولو»: آدم درشت هیکل

«جیرجیرک»: پرحرف

«چپو کردن»: مال و اموالی را بالا کشیدن. این کلمه از واژه مغولی چپاول به معنی غارت می آید. مثال: فلانی مال همه رو چپو کرد.

«چراغ خاموش»: مخفیانه

«چوخلصیم»: خیلی مخلصیم

«خسته»: حرفه‌ای و کار کشته

«کف کردن»: خسته شدن

«تهش دراومد»: تمام شد، به انتها رسید.

«جای دندان‌ها روی زمین ماندن»: زمین را از ترس گاز زدن- در موردی که کسی خیلی ترسیده باشد عنوان می شود.

«سؤال‌های اشکی»: سؤال‌های سخت و اشک‌درآور! (در مورد کنکور، گزینش و...)

«شرمنده اخلاق ورزشکاری»: شرمنده شدن در مقابل کسی که مرام بسیار دارد.

«طرح‌های کلنگی»: حرف‌های بی حساب و کتاب و نپخته


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٠/٩/٦ توسط ساسان

به همه خوانندگان این گزارش میگم که نه تیکه بندازید نه تیریپ لاو بیایید، چایی نخورده هم پسرخاله نشید. من چمن همتون هستم و دوست دارم مطلبم بترکونه. اگه اینو ببرید رو آنتن که خیلی حال دادید. من خسته این کارم. کسی عباس آقا بازی در نیاره و چیکه نکنه. ما که نمره شهرستان نیستیم، هر و از بر تشخیص میدیم. آره عمو، ما هم بله. نمیخوام نوشابه دم کنم اما کاری میکنم همتون تو کف این گزارش بمونید. داداش حالا گرخیدی؟! کف و خون قاطی کردی؟ آلبالو! اگه فر خوردی بپر بریم صفاسیتی. (بقیه در ادامه مطلب)



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٠/۸/٢٦ توسط ساسان

برخلاف آن چه در عصر روشنگری در فرنگ ترویج می‌شد، امروزه جنبشی در غرب به بازشناخت و تجلیل از تنبلی روی آورده است. پیروان این اندیشه بر این باورند که شاید وقت آن فرا رسیده است که بشریت تقدیس جهد و تلاش را متوقف نموده و اندکی آرام بگیرد. شعرا، نویسندگان، اندیشمندان و فلاسفه از فرهنگ‌ها و اقوام مختلف در جهان در مذمت تنبلی سخن‌ها گفته‌اند. دانته آلیگی‌یری در بخش «دوزخ» از کمدی الهی، بن فرانکلین در «ریچارد آلماناک فقیر» و فردریک تیلور در «اصول علمی مدیریت». در این آثار، تنبل‌ها عموماً مورد لعن قرار گرفته، تقبیح، محکوم و، گاهی هم، تأدیب شده‌اند و رنجی که آدمی از زندگی می‌برد متوجه کاهلی خود او در مواجهه با جهان هستی دانسته شده است. در این میان کمتر پیش آمده است که کسی در تجلیل از «تنبلی» به عنوان یکی از سجایای اخلاقی انسان کتاب بنویسد. اما اکنون روزنامه «لوموند دیپلماتیک» به معرفی کتابی پرداخته است که نویسنده آن باورهای پذیرفته شده بسیاری از ما را در پسندیده دانستن تلاش و کوشش به چالش می‌طلبد:
پیر سن آمند، نویسنده کتاب «در جست‌وجوی تنبلی: تفسیری سست از روشنگری»، به نقد اندیشه افرادی می‌پردازد که فرهنگ نوین غرب وام‌دار آنهاست. او با اشاره به تردید ژان ژاک روسو در اتخاذ موضعی قاطع درباره جهد و تلاش در مقابل سستی و تنبلی، شرح می‌دهد که چگونه این فرزند یک ساعت‌ساز سوئیسی به مخالفت با عنصر «زمان» در زندگی بشر پرداخت. روسو تا پایان عمر در حومه شهر پاریس بدین شکل زندگی کرد که یا در حال جمع‌آوری گل و گیاه بود یا کف قایقش در ساحل «ایل دو سن پیر» استراحت می‌کرد. او راهی را برای زندگی انتخاب کرد که در آن خویشتن را گم کند. ژان ژاک روسو در مذمت تنبلی نوشته است:
«عادت به کار و فعالیت تنبلی را به امری غیر قابل تحمل برای آدمی تبدیل می‌کند و وجدان آگاه آرزوی تفریحات بیهوده را در شخص زایل می‌کند.»
اما، پیر سن آمند درکتابش توضیح می‌دهدکه روسو، خود،سلوک فردی‌اش رابه این شکل آغاز کرد که «یک روز برای گوش فرا دادن به صدای ناقوس کلیسا به هنگام بسته شدن دروازه‌های شهر، به سوی تپه‌های بیرون شهر ژنو رفت و نه فردای آن روز و نه هیچ وقت دیگر سر کارش حاضر نشد. از آن پس روسو به فردی خانه‌به‌دوش و رویا‌پرداز بدل شد و در یکی از واپسین نوشته‌هایش معرفتی را توصیه کرد که قائل به «انجام هیچ» است. روسو تا پایان عمر درحومه شهر پاریس بدین شکل زندگی کردکه یادرحال جمع‌آوری گل و گیاه بود یا کف قایقش در ساحل «ایل دو سن پیر» استراحت می‌کرد. او راهی را برای زندگی انتخاب کرد که در آن خویشتن را گم کند. فلسفه این اندیشمند غربی هم آن بود که:
«در یک چنین وضعیت‌هایی آن چه از آن لذت می‌بریم چیزی است که خارج از وجود ما نیست، هر آن چه از ما و از وجود ما تهی است باید به کنار نهاده شود. زیرا تا زمانی که این وضعیت ادامه یابد، وجود ما برای زندگی‌مان کفایت می‌کند، همانند خدا.»
پر واضح است که ژان ژاک روسو از دید کلیسا و دولت اندیشمندی خطرناک به شمار می‌آمد، اگرچه خوانندگانش پیام او را رهایی‌بخش می‌دانستند. شاید آن گونه که راسل می‌گوید، برخلاف آموزه‌های عصر روشنگری، تنها کسانی بتوانند به فضیلت بودن کار باور داشته باشند که تاکنون روی زمین کشاورزی، در خط تولید، در اعماق معدن یا در اتاقکی در یک اداره کار نکرده‌اند.
دربررسی کتاب «درجستجوی تنبلی» در«لوموند دیپلماتیک» گفته‌ای از برتراند راسل نیز نقل شده است که در مقاله‌ای با عنوان «در ستایش سستی» در سال ۱۹۳۲ نوشت:
«باور من این است که تاکنون بیش از حد در جهان کار انجام شده است و این اندیشه که کار را فضیلت می‌داند تا به امروز خسران زیادی برای بشریت در برداشته است. آن چه باید در جوامع صنعتی مدرن تبلیغ شود به کل متفاوت از آن چیزی است که تاکنون آموزش داده شده است.»
اما این مدعا از جانب برتراند راسل با هدفی دوگانه مطرح شد. گفته راسل امروز نیز پس از ۷۰ سال همچنان موضوعیت دارد: ما در دنیایی زندگی می‌کنیم که اجازه می‌دهد «کل محصول به یک اقلیت کوچک برسد، اقلیتی که بخش اعظمش هیچ کاری نمی‌کنند». با وجود این، همین جمعیت کم سهمی به مراتب بزرگ‌تر از اکثریتی مطالبه می‌کند که کار را انجام می‌دهد، یا در روزگاری که بیکاری غوغا می‌کند، آن قدر خوش‌شانس است که شاغل باشد. شاید آن گونه که راسل می‌گوید، برخلاف آموزه‌های عصر روشنگری، تنها کسانی بتوانند به فضیلت بودن کار باور داشته باشند که تاکنون روی زمین کشاورزی، در خط تولید، در اعماق معدن یا در اتاقکی در یک اداره کار نکرده‌اند. راسل به درستی نوشته است که دیدگاه کارگران به کار، برعکس کارفرمایان، آن گونه‌ای است که باید باشد: ابزاری لازم برای امرار معاش، در حالی که آن چه از شادی و آسودگی است نه از «کار» که از «فراغت از آن» حاصل می‌شود. شاید ارزش اصلی کتاب پیر سن آمند در آن است که به ما یادآوری می‌کند در مقابل هر دستاورد دوران روشنگری و زندگی صنعتی بخشی از زندگی خود را فدا کرده‌ایم و میراث‌دار دنیایی هستیم که در آن تنش و دوگانگی نیاکان‌مان از قرن هجدهم کماکان در زندگی ما نمود دارد.


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٠/۸/۱٢ توسط ساسان

درفرانسه به تازگی کتابی درباره ایران با نام«قدمت روی چشم، چهره ایران امروز» به قلم سرژ میشل، روزنامه‌نگارسوئیسی ومعاون تحریریه روزنامه لوموند، باعکسهای پائولو وودز منتشر شده است. نویسندگان کتاب که سال‌هادرایران به عنوان نمایندگان رسانه‌های خارجی حضورداشته‌اندتلاش کرده‌اندتصویری متفاوت ازروایتهای معمول اززندگی ایرانیان ارائه دهند. نویسندگان کتاب با برگزیدن افرادی از طبقه‌های مختلف اجتماعی ایران در شهرهای مختلف علاوه بر ترسیم نمایی از ایران سیاسی امروز مناسبات جاری در میان مردم راهم به تصویرکشیده‌اند. عکسهای انتخاب شده اغلب تصویری ازمردمانی معمولی در زندگی و محل کارشان ارائه می‌دهد که روایت‌های خودشان از زندگی و سیاست در ایران را دارند.
ترجمه فارسی این کتاب دوهفته پیش بدون نام مترجم ازطرف نویسندگان برروی اینترنت قرار گرفته و در همین مدت کم توانسته است توجه مخاطبان فارسی‌زبان را جلب کند.

سرژ میشل :
ایده نوشتن چنین کتابی فرایندی طولانی داشت. من چهار سال در ایران زندگی کردم که در دوره ریاست جمهوری آقای خاتمی بود. آن زمان من به عنوان روزنامه‌نگار از تهران برای نشریات فرانسوی مطلب می‌نوشتم. از‌‌ همان زمان ایده نوشتن کتابی درباره ایران را داشتم، اما وقت آن را نداشتم. بعد وقتی برگشتم اروپا و شروع کردم به خواندن کتاب‌هایی که درباره ایران نوشته شده بود ناامید شدم. به خاطر این که ایران موضوع بسیار جالبی بوده همیشه و همه می‌خواهند درباره‌اش بنویسند و بیشتر وقت‌ها نویسنده‌ها نکات و جنبه‌های خاص و منفی را درباره ایران می‌نویسند که خب به خاطر تصویر و سابقه منفی از ایران است. در خیلی از این کتاب‌ها ایران به عنوان جایی خطرناک یا ایرانی‌ها به عنوان دشمنان بالقوه توصیف شده‌اند، و من همیشه فکر می‌کردم که چنین کتاب‌هایی بی‌طرفانه و منصفانه نیست. بعد‌ها کم‌کم همراه دوست عکاسم، پائولو وودز، به ایده نوشتن کتابی رسیدیم که جامعه و مردم ایران را جدا از نظام و سیستم نشان دهد. کتاب بعد از مقدمه‌ای طولانی درباره دوران اقامت نویسنده در ایران و مشاهداتش و نیز شرحی از تاریخ سیاسی ایران روایتی از زندگی‌های مختلف جامعه ایران را با عکس‌های آن‌ها ارائه می‌دهد، عکس‌هایی که ایرانی‌ها را در لحظات مختلف زندگی‌شان نشان می‌دهد. (بقیه در ادامه مطلب)



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٠/٥/٦ توسط ساسان

به نام خداوند جان و خرد کزین برتر اندیشه برنگذرد خداوند نام و خداوند جای خداوند روزی ده رهنمای این ابیات آغازگر بزرگترین اثر حماسی تاریخ ادبیات ایران، شاهنامه فردوسی، است. فردوسی در طول ۳۰ سال، شاهنامه را در حدود ۶۰ هزار بیت و در بحر متقارب سروده است. ابوالقاسم فردوسی،از شهر طوس خراسان، در قرن چهارم شمسی می‌زیسته و سرودن شاهنامه را در حدود سال‌های ۴۰۰ هجری قمری به پایان رسانده است. در سال‌های گذشته جشن‌هایی در هزارمین سالگرد فردوسی در ایران و توسط سازمان یونسکو برپا شد. شاهنامه داستان پادشاهان، پهلوانان، رویین تنان و جنگ و پیروزی‌های آنهاست. شاهنامه از داستان کیومرث، نخستین پادشاه جهان، آغاز شده و تا پایان سلسله ساسانیان ادامه پیدا می‌کند. از مشهورترین داستان‌های شاهنامه فردوسی می‌توان به داستان‌های «زال و رودابه»، «رستم و سهراب»، «رستم و اسفندیار»، «داستان سیاوش»، «تهمینه»، «بیژن و منیژه»، «بهرام گور»، «ضحاک ماردوش» و «سهراب و گردآفرید» اشاره کرد. پس از حمله اعراب به ایران که منجر به سقوط آخرین پادشاه ساسانیان شد، زبان عربی به جای فارسی در ایران رواج یافت. اما فردوسی ۴۰۰ سال پس از حمله اعراب با سرودن حماسه‌ای که سرتاسر با کلمات فارسی و عاری از کلمات عربی بود شکوه زبان فارسی را به ایرانیان گوشزد کرد.
شاهنامه فردوسی ظرفیت و توانایی زبان فارسی را نشان داده است. هستند کسانی که معتقدند بدون نیازی که در میان اهل قلم به شاهنامه پیدا شده بود، زبان عربی زبان رایج ایران می‌گشت و یا دست کم موضع آن را به عنوان زبان نوشتار بسیار قوی می‌کرد. به طوری که اگر شاهنامه را نداشتیم هر کسی می توانست ادعا کند زبان فارسی بدون رقم بزرگی از واژه های بیگانه زبانی ناتوان یا دست کم فاقد شیوایی است. از این رو اگر ما شاهنامه را تیرک میانی خیمه زبان فارسی بنامیم اغراق نکرده ایم. بسیاری از محققان و پژوهش‌گران فردوسی را از بزرگ‌ترین حماسه سرایان جهان و شاهنامه سروده او را در حد «ایلیاد و اودیسه» هومر، شاعر و داستان سرای یونانی، می‌دانند. اگرچه شاهنامه از بزرگ‌ترین آثار حماسی جهان شمرده می‌شود اما تا کنون کمتر فیلمی از آن ساخته شده و در چهارچوب آثار هنری و نمایشی مورد توجه هنرمندان ایرانی و بین المللی قرار گرفته است.
فردوسی چندین برابر شکسپیر داستان دارد که می‌توان از آنها فیلم و نمایش تهیه کرد. فقدان رشته‌های گوناگون هنر و به ویژه هنر نمایشی سبب شده است ما نتوانیم ابعاد وسیع هنر کسانی چون فردوسی یا گرگانی و نظامی را بشناسیم.تاکنون افراد مختلفی روی تصحیح شاهنامه کار کرده اند و همچنین اشعار شاهنامه به زبان‌های دیگری از جمله روسی و انگلیسی ترجمه شده است. با وجود کارهایی که روی شاهنامه انجام شده همچنان جای کار بیشتری برای شناخت این اثر حماسی وجود دارد. حالا که ما این شاهنامه را داریم شروع کنیم به مطالعه به خصوص کسانی که به اسطوره و تاریخ اشتیاق دارند. این اثر هنوز جا دارد در موردش کار شود.
در سال‌های گذشته نقالان با نقل داستان‌های شاهنامه این اثر حماسی را به دل کوچه ها، محله ها و قهوه خانه‌ها در سرتاسر ایران می بردند. اگرچه نقالی؛ این نمایش سنتی ایران سالها است که بساطش برچیده شده و هنرمندانش به دست فراموشی سپرده شده اند، اما تاریخ ثابت کرده است گرد کهنگی و فراموشی روی شاهنامه فردوسی ننشسته و نخواهد نشست.


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٠/٤/٢۳ توسط ساسان

یک بازی کامپیوتری جدید به نام «گربه و کودتا» که با حال و هوای حوادث مربوط به دوران محمد مصدق طراحی شده از روز شانزدهم ماه ژوئن مصادف با تولد این نخست وزیر محبوب ایران به بازار عرضه شد. یک بازی کامپیوتری جدید به نام «گربه و کودتا» که با حال و هوای حوادث مربوط به دوران محمد مصدق طراحی شده از روز شانزدهم ماه ژوئن مصادف با تولد این نخست وزیر محبوب ایران به بازار عرضه شد. در این بازی گربه ای که شخصیت اصلی است در ماجراهای مربوط  به دوران محمد مصدق درگیر شده و به این وسیله فراز و نشیب های زندگی او بازگویی می شود. حوادث از زمان مرگ دکتر مصدق در بازداشت خانگی آغاز شده و به عقب بازمی گردد و حوادث کودتای ۲۸ مرداد را که با حمایت دولت آمریکا علیه دولت مصدق انجام شد مرور می کند. طرح اولیه این بازی توسط پیتر برینسون از اساتید دانشگاه کالیفرنیا تنظیم شده است. وی در همکاری با کوروش والانژاد مدیر هنری یک شرکت بازیهای کامپیوتری و تعدادی از دانشجویان خود نسخه های اولیه این بازی را تهیه کرده است. پیتر برینسون می گوید هدف وی طراحی یک بازی کامپیوتری جذاب بر بستر حوادث سیاسی مهم اما بدون ارزش گذاری به خشونت ، بوده است. به گفته وی بازگویی حوادث دوران مصدق برای هر کسی که در این بازی شرکت کند چه ایرانی و چه آمریکایی ، این سئوال را مطرح خواهد کرد که  آیا طرفدار و یا مخالف مصدق است. پیتر برینسون با اشاره به دخالت آمریکا در کشورهایی نظیر افغانستان وعراق و موضوع توسعه دمکراسی در خارومیانه توسط غرب، می گوید با نگاهی به حوادث دوران مصدق می توان دید که تلاش برای دمکراسی  در کشورهای خاورمیانه ایده جدیدی نیست. هدایت الله متین دفتری ، وکیل ۷۷ ساله و نوه دکتر مصدق که علاقه چندانی هم به بازی با کامپیوتر ندارد ، از ساخت و عرضه این بازی استقبال کرده و اظهار امیدواری می کند این بازی بتواند به شناخت بیشتر از میراث دکتر مصدق در سطح جهانی کمک کند. با وجودیکه حوادث مربوط به دوران مصدق و کودتای ۲۸ مرداد هنوز برای ایرانیان بسیار مهم است ولی در غرب و بخصوص در آمریکا مردم از این دوران شناخت چندانی ندارند. پیتر برینسون می گوید این نکته بسیار مهم است که مردم آمریکا در مورد شخصیت های سیاسی ملل دیگر جهان و بخصوص آنهائی که  تحت تاثیر سیاسی آمریکا قرار گرفته اند ، شناخت بیشتری پیدا کنند. برخی از وبلاگ نویسان در کشورهای خاورمیانه همزمان شدن عرضه این بازی کامپیوتری با حوادث سیاسی در جهان عرب را جالب توصیف کرده و می گویند به شناخت نسل جوان از تاریخ عملکرد قدرتهای غربی در خاورمیانه کمک خواهد کرد. برخی از علاقمندان بازیهای کامپیوتری در کشورهای دیگر بدون آنکه از بستر سیاسی این بازی اطلاع چندانی داشته باشند، آن را جالب و آموزنده توصیف کرده اما گله می کنند که درست در لحظاتی که هیجان و جذابیت آن به اوج خود می رسد بازی پایان می یابد. درست مثل زندگی سیاسی دکتر محمد مصدق.


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٠/٤/٢۱ توسط ساسان

کتاب نیمای داستان،با عنوان دوم مجموعه‌ داستان‌هاوداستان‌واره‌هاینیمایوشیج برخی داستان های کوتاه نیما، برخی طرح های او را که می توانست به داستان کوتاه یا نمایشنامه بدل شود، گوشه هائی از خاطرات و سفرنامه های نیما را دربر می گیرد اما بهترین داستان کوتاه نیما، داستان کوتاه مرقد آقا از این مجموعه، که عنوان مجموعه داستان های نیما را بر خود دارد، حذف شده است.
ایلیادیانوش، گردآورنده این کتاب، پیش از این در گفت و گوئی با نشریات اعلام کرده بود که اداره بررسی کتاب وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی خواستار حذف داستان مرقدآقا شده و حتی با انتشار گزارش فشرده ای از پیرنگ این داستان در کتاب مخالفت کرده است.
داستان مرقد آقا پیش از این انقلاب چندبار چاپ و در مجموعه ای با ارزش از پنج داستان نیما، که انتشارات نیل آن را با عنوان کندوهای شکسته در سال۱۳۴۹ منشتر کرد، نیز آمده است.
در داستان مرقد آقا روستائی جوانی با بستن پارچه ای رنگین به شاخه نورس درختی در جنگل آن را برای ساختن چوب دستی نشان می کند. روستائیان اسیر در باورهای خرافی درخت را نظر کرده می پندارند و به سنتی که در شمال ایران رایج بود، با بستن پارچه بر شاخه های آن مراد می طلبند.
قهرمان داستان، که خود نیز به خرافه ها باور دارد، قربانی خرافات شده و به دست روستائیانی که درخت را نظرکرده و مقدس می پندارند، به قتل می رسد.
نیما در داستان مرقد آقا توهماتی را با هنرمندی روایت و تصویر می کند که بر بستر باورهای خرافی در ذهنیت مردم به قدرت رسیده و در مناسبات اجتماعی عینیت می یابند.
نیما یوشیج نه فقط شعر کهن فارسی و ساختار و زبان آن را دیگرگون کرد که از خلاق ترین شاعران ایران نیز بود و برخی منظومه های بلند و شعرهای کوتاه او از بهترین نمونه های شعر فارسی است.
نیما از پیشگامان نقد و نظریه ادبی در ایران بود و آثاری که او در این عرصه خلق کرده است، از منظر اصالت مفاهیم و عمق و ساخت هنوز نیز در زبان فارسی بی همتا است.
اما نیما داستان نویس برجسته ای نبود و آثار داستانی او، جز مرقد آقا و یکی دو داستان کوتاه دیگر، با آثار داستان نویسان معاصر او از جمله صادق هدایت سنجیدنی نیست.
گردآورنده کتاب نیمای داستان، که کتاب خود را کتابی «پژوهشی» نیز معرفی می کند، بر آن است که «نیما یوشیج پدر شعر نو ایران است؛ نه پدر داستان‌نویسی معاصر ایران؛ اما نمی ‌توان از خاطر برد که برای داستان‌نویسی معاصر هم پدری کرده است».
نگریستن از منظر «پدری»، «پدری کردن» و سرپرستی و قیمومیت با کار «پژوهشی» در عرصه فرهنگ ناخوانا است.
نه فقط نیما، که هیچ کس و در هیج جای جهان و در هیچ مقطعی از تاریخ فرهنگ، بر داستان و شعر و دیگر انواع و گونه های ادبی و هنری «پدری» نکرده و نمی کند و مفاهیمی از این دست، که در ژورنالیسم ایرانی دهه اخیر رایج شده است، نه به معیارها و سنجه های نقد ادبی، که به مفاهیم فرهنگ تک صدائی پدرسالار تعلق دارند و خلاقیت های شعری و نظری نیما و تاکید او بر چند صدائی کردن شعر نیز از دوری نیما از این مقولات و مفاهیم خبر می دهند.
کتاب نیمای داستان، مجموعه‌ داستان ها و داستان واره های نیما یوشیج‌‌‌ را انتشارات مروارید منتشر کرده است.


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٠/٤/٤ توسط ساسان

رفتی و رفتن تو آتش نهاد بر دل          از کاروان چه ماند؟جز آتشی به منزل
در گذشت یگانه نگین درخشان ورزش ایران را به همه هم وطنان تسلیت می گویم.

می دانستند چه می شود و تشییع جنازه ات از مراسم های فرمایشی آنها پر شورتر خواهد بود و همه ایران خواهند آمد و آبرویشان خواهد رفت پس این را هم از تو دریغ کردند اما فرزندان ایران تو را از یاد نخواهند برد و خرداد به نام تو خواهد شد.


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٠/۳/۳ توسط ساسان

از در نمایش‌گاه که وارد می‌شدی محصولات جانبی نمایش‌گاه به شدت هرچه تمام‌تر خودنمایی می‌کردند‌، مردم از این قسمت نمایش‌گاه خیلی چیزها می‌خریدند،  مثل: «فن خنک‌کننده‌ی لپ‌تاپ، عروسکی که وقتی نمی‌دانم کجایش را فشار می‌دادی جیغ می‌زد، روسری دانه‌ای 2000 تومان که عمرن لنگه‌اش را هیچ‌جا پیدا کنی، انواع لباس زیر و رو در رنگ‌ها و طرح‌ها و سایزهای مختلف، عینک دودی و فریم عینک غیر‌دودی و کلی چیزهای که اگر بخواهم همه‌شان را این‌جا بیاورم می‌شود قصه‌ی حسین‌کرد شبستری.»
از دیگر محصولات فرهنگی این  قسمت که  بسیار در ارتقاع فرهنگ موثرند می‌توان به کباب ترکی و ساندویج آیدا اشاره کرد. (کباب ترکی شما را با فرهنگ غذایی ترک‌ها آشنا می‌کند ساندویچ آیدا هم که از اسمش پیداست – آیدا جون و اینا و تریپ ازدواج و فرهنگ ازدواج …)
جلوتر که می‌رفتی می‌رسیدی به یک‌سری آدم که در اقصی نقاط مسیر تردد مراجعین نشسته بودند و مردمی را که رد می‌شدند برانداز می‌کردند و اگر چیز چشم‌گیری می‌دیدند‌ تعریف وتمجید می‌نمودند (‌دوستان توجه داشته باشید که تعریف و تمجید می‌کردند و اصلن این‌جا کلمه‌ی تیکه معنی ندارد ان هم در این محیط فرهنگی) در راسطای همین امر فرهنگی کمی آن‌طرف‌تر عده‌ای خواهر و برادر یونیفرم‌پوش کاری بس فرهنگی انجام می‌دادند و بانوان بد‌حجاب (شما بخوانید خوش‌پوش) را به داخل ون … ببخشید به بهشت هدایت می‌کردند به زووور…
بالاخره بعد از دشواری‌های فراوان به‌خاطر شلوغی و پله‌های کثیر می‌رسیدی به شبستاااان که به اصطلاح سالن ناشران عمومی بود. در سالن ناشران عمومی هم همه‌چیز خیلی خوب و عالی بود.
کلی غرفه بود که به کتب مذهبی اختصاص داشت و من هی فکر می‌کردم ماه رمضان است و آمده‌ام نمایش‌گاه قرآن.
کلی هم غرفه بود که کلی محصول فرهنگی به مردم عرضه می‌کردند با تخفیف فراوان،  مثلن پک رسیدن به موفقیت در یک هفته و لاغری در 24 ساعت و چگونه دل‌بردن در سه‌سوت و … که اتفاقن خیلی هم استقبال می‌شد و کلی خون و خون‌ریزی راه افتاده بود برایشان.
کلی هم غرفه بود که جایِ خالی یک‌سری ناشر «فتنه‌گر و برانداز» و این‌ها بود که اصلن چه معنی داشت که توی این نمایش‌گاه این همه غنی شرکت کنند. (والا)

در نمایش‌گاه امسال مردم فرهنگی زیاد دیده می‌شدند.

دخترک‌هایی که با کفش‌های پاشنه خیلی سانتی (7،10… اینا) که آمده بودند به دنبال کسب معرفت و  سعی می‌کردند با صحبت کردن خیلی زیاد با این فروشنده‌ها هی به معرفتشان اضافه کنند‌ کارهایی از این نوع.
خیلی از مردم هم البته دست پر بودند، خیلی پر بودند، دست‌هایی پر از بروشور و کیسه‌هایی پر از کاغذهای تبلیغاتی و لیست کتاب‌های ناشرین مختلف که البته من می‌دانم این مردم از بس که‌ فرهنگی هستند‌ این‌ها را به‌خاطر کمک به محیط زیست جمع کرده بودند و لاغیر.

نمایشگاه کتاب

خلاصه این‌که در میان این همه شگفتی ما گشتیم و گشتیم تا چند تا ناشرعزیزمان را که انگار از زیر دست دوستان فرهنگ‌پرورمان در رفته بودند و غرفه‌ای درویشانه داشتند یافتیم و مقادیری کتاب خریدیم (که الان هم کلی ذوق مرگشانیم)
در پایان وقتی داشتم این کیسه‌های سنگین کتاب را خرکش «kherkesh» می‌کردیم بازهم خواهران و برادران فرهنگیمان را دم در خروجی رویت نمودیم که خالصانه در حال فرستادن مردم به داخل ون …. بازم اشتباه شد بهشت بودند
و در آخر این‌که امیدوارم خداوند ما را از این قیبل چیزهای فرهنگی محروم نفرماید.

آمین!


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٠/٢/٢٦ توسط ساسان

برگزاری بیست وچهارمین نمایشگاه کتاب تهران که درسالهای دهه‌ هشتادمحل دائمی و رونق فرهنگی، فکری ومبادلاتی خودرادردهه‌ هفتادتاحدزیادی ازدست داده بهانه‌ خوبی برای بررسی وضعیت صنعت نشروکتاب وتحولات آن درایران دردهه‌ اخیراست. نسبت به سال۱۳۸۰، امروزنویسندگان وناشران و ویراستاران وتصویرسازان ودیگر دست‌اندرکاران کتاب در ایران در چه وضعیتی از نظر اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و تخصصی قرار دارند؟ سیاست دولت در این حوزه چه بوده و چه تحولاتی را پشت سر گذاشته است؟ دخالت همه‌جانبه‌ دولت در بازار کتاب دولت جمهوری اسلامی با بستن راه بر فعالیت مستقل و آزاد نویسندگان و ناشران و دخالت همه‌جانبه در فرایند تولید و توزیع و مصرف کتاب، بخش مهمی از بازار کتاب را به خود اختصاص داده است. بخش بزرگی از بازار کتاب در ایران بازار کتب درسی است که انحصارا در اختیار وزارت آموزش و پرورش است. در سال‌های ۸۶ و ۸۷ به ترتیب ۲۱۳ و ۲۱۶ میلیون جلد کتاب غیردرسی (تحت نظارت و سانسور وزارت ارشاد و فرهنگ اسلامی) تولید شده است. (سالنامه‌ آماری کشور، ۱۳۸۶؛ کارنامه نشر ایران، سایت کتاب، ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۸) این رقم در سال ۱۳۸۹ با تخمین باید به حدود ۲۲۰ میلیون رسیده باشد. بدین ترتیب ۱۳۶ میلیون جلد کتاب درسی که توسط دولت در سال ۱۳۸۹ تولید و توزیع شد (ایران پرینت، اول مهر ۱۳۸۹) حدود ۴۰ درصد از کتب منتشره در ایران است. ۶۰ درصد بقیه نیز از حیث محتوایی (با توجه به خوانده شدن همه‌ کتاب‌ها پیش از انتشار در اداره‌ کتاب و سانسور آنها) کاملا مطابق با ایدئولوژی دولتی هستند یا حداقل با آن تعارضی ندارند. (بقیه در ادامه مطلب)



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٠/٢/۱٦ توسط ساسان

سوپرمن، قهرمان کمیک استریپ، برای حمایت صلح آمیز از معترضان دولت ایران به این کشور سفر کرده است. دولت احمدی نژاد این حرکت سوپرمن، را به عنوان حمله واشینگتن به تهران تلقی کرده است. سوپرمن تصمیم می گیرد پس از این سوتفاهم و عصبانیت کاخ سفید، اعلام کند دیگر شهروند آمریکا نیست و در واقع از پاسپورت آمریکایی و حقوق دیگر آمریکایی بودن بگذرد. تصمیم جدید سوپرمن، موضوع کلیدی داستان جدید سوپرمن در «اکشن کمیکس ۹۰۰ » (Action Comics #900) است. به نوشته سایت آمریکایی هافینگتون پست، سوپرمن در این داستان، در سازمان ملل متحد اعلام می کند که دیگر شهروند آمریکا نیست و تصمیم می گیرد که در سطحی جهانی به فعالیت خود به عنوان ابر قهرمان ادامه دهد. سوپرمن می گوید: «دیگر حقیقت، عدالت و راه و رسم آمریکایی پاسخگو نیست.» «مرد پولادین» با این عمل می خواهد فعالیت هایش با سیاست خارجی آمریکا گره نخورد. سوپر من اولین شخصیت از مجموعه داستان ها و کمیک های قهرمانان تخیلی و نجات بخش آمریکایی است. بسیاری معتقدند اگر سوپر من خلق نشده بود سایر قهرمانان مثل بتمن، اسپایدرمن و امثال آن بوجود نمی آمدند. خلق این شخصیت های جدید همه مدیون موفقیت بی نظیر سوپر من هستند. یک نسخه از اولین کتاب از مجموعه مصور سوپرمن به بهای باورنکردنی ۱.۵ میلیون دلار به فروش رفت. این کتابچه که شماره اول از مجموعه کتاب های کارتونی «اکشن کمیک» است در سال ۱۹۳۸ منتشر شد. عنوان این کتاب «مرد پولادین» است و از طریق حراج اینترنتی در وب سایت « کومیک کنکت» به بهای یک و نیم میلیون دلار  به خریداری ناشناس فروخته شد. علاقمندان به این کتابچه های مصور ارزش آنها را در حدی می دانند که معتقدند عرضه مجموعه سوپر من به بازار در هفت دهه پیش عملا صنعت نشر کتاب های کمیک را متحول کرد. هافینگتون پست می نویسد سوپرمن از سال ۱۹۳۸ که از سیاره کریپتون وارد کره زمین شد، سال ها در تلویزیون، سینما و کمیک استریپ ها تجلی آرمان های الهام بخش آمریکا به شمار می رود. این نخستین بار نیست که ایران در کمیک استریپ های معروف آمریکا مطرح می شود. در سال های آخر دهه هشتاد میلادی، جوکر دشمن بت من به عنوان نماینده جمهوری اسلامی در سازمان ملل ظاهر شد.


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٠/٢/۱٥ توسط ساسان

بر اساس گزارش‌های منتشر شده در برخی رسانه‌‌ها، روز دوشنبه، مدیر برنامه‌های محمدرضا شجریان، استاد آواز ایران، اعلام کرد که از این پس آلبوم‌های استاد شجریان در خارج از ایران منتشر می‌شوند.
به نوشته سایت هواداران استاد شجریان، محمدعلی رفیعی در پاسخ به سوالی درباره وضعیت انتشار آلبوم شجریان که مدت بسیاری در انتظار مجوز مانده است، گفت: «با توجه به وضعیتی که در زمینه انتشار آلبوم استاد شجریان دچار آن شدیم ما تغییر رویه داده‌ایم و از این پس آلبوم‌های موسیقی استاد شجریان در خارج از کشور منتشر می‌شود.»
اواخر سال گذشته برخی سایت‌ها خبر دادند که آلبوم جدید محمدرضا شجریان برای مدتی است که در وزارت ارشاد در انتظار صدور مجوز مانده است.
به نوشته این سایت‌ها علی‌رغم این‌که چندین ماه از ارایه‌ی جدید‌ترین آلبوم محمدرضا شجریان به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی می‌گذرد، این وزارت‌خانه هیچ تصمیمی در خصوص صدور یا عدم صدور مجوز برای این آلبوم اتخاذ نکرده است.


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٠/۱/۳۱ توسط ساسان

خبرگزاری هرانا - گزارش‌ها حاکی از آن است که رامین پرچمی، بازیگر سر‌شناس سینما و تلوزیون که در جریان تجمعات اعتراضی ۲۵ بهمن بازداشت شده بود، پس از گذشت بیش از ۴۰ روز از زمان بازداشت در شرایط بلاتکلیف به سر می‌برد.
شاهدان عینی به گزارشگر "هرانا" گفته‌اند رامین پرچمی، بازیگر سر‌شناس، پس از بازداشت در روز ۲۵ بهمن ماه ۸۹ به زندان اوین منتقل شده است.
پیش‌تر برخی سایت‌های دولتی به بازداشت این هنرمند تحت این عنوان که "ر.پ یکی از بازیگران فیلم مسعود ده نمکی که در راهپیمایی ۲۵ بهمن شرکت کرده بود پس از تذکرات متعدد چند مسئول حاضر در صحنه مبنی بر ترک این تجمع، به مخالفت پرداخته و سپس به بازداشتگاه انتقال داده شد؛" اشاره کرده بودند.
رامین پرچمی ۳۸ ساله، در فیلم‌هایی چون ضیافت و اعتراض ساختهٔ مسعود کیمیایی، میهمان مامان ساخته داریوش مهرجویی و سریال‌های در پناه تو، همسایه‌ها و زیر آسمان شهر ۳ ایفای نقش کرده بود.
وی هم چنین تا چندی پیش سردبیر ماهنامهٔ فرهنگی هنری نقش آفرینان، به مدیر مسئولی شکوه جیرودی بود.


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٠/۱/۱۱ توسط ساسان